مراسم جشنواره شعر بسيج هنرمندان به مباركي و ميمنت برگزار شد و شاعران و سخنسرايان و نكتهسنجان و صاحبان طبع لطيف و انديشه ظريف، پروانهوار گرد شمع اين جشنواره جمع آمدند و به بيان سرودههاي نغز خويش پرداختند. جاي همه دوستاني كه نبودند و نديدند خالي. مجري خوشسخن، پشت رل تريبون نشست و شاعران را يكي يكي به بالاي صحنه فراخواند و آنها هم سنگ تمام گذاشتند و هرچه از تراوشات احساس و انديشه در چنته داشتند رو كردند و به جمع حاضر حالي دادند شاعرانه و شورانگيز.
مسؤولان محترم هم حضوري گسترده داشتند. از تيپ الغدير بگيريد تا استانداري و شهرداري و حوزه هنري و البته جاي ارشاديها خالي بود كه گويا ميانه آنها با شعر سالهاست چندان گرم نيست و شاعران در جمع ارشاد قدر نميبينند و بر صدر نمينشينند. البته از انصاف نگذريم كه مديركل محترم ارشاد اين روزها بر بستر بيماري بوده و تازه از بيمارستان مرخص شده كه برايش شفاي عاجل آرزومنديم. گرچه در روزهاي سلامتش هم دستي بر سر شعر و شاعري نكشيده است و اميدواريم اين بار، پرداختن جديتر به جامعه شاعران و شاعري را نذر شفايافتنش كرده باشد.
همه چيز در جاي خودش خوب بود. شعرخواني بود و اجراي اركستر و خطاطي در روي صحنه با قلم استادي خوشنويس و طراحي ايضاً در روي صحنه با حضور استادي طراح و فيلمبرداريها و شكار لحظهها و نشان دادن چهرههاي حاضران بر پرده نمايش و نشان دادن شعرها در هنگام شعرخواني شاعران ايضاً بر پرده نمايش و در جاي خودش پذيرايي ميان برنامه و تعطيل جلسه به هنگام نماز و يادي از مرحوم نادم، شاعري كه همين اواخر از ميان ما رفته است و نشان دادن كليپي هرچند كوتاه و نارسا از وي و توزيع ويژه نامه جشنواره هرچند با كيفيت پايين و بالاخره خواندن بيانيه هيئت داوران و دادن جوايز. جمعيت شاعران و حاضران قابل قبول بود و تشويقها نسبتاً گرم.
چند شاعر كه جزء برگزيدگان نبودند در ميان جماعت شعرخوانان قرار گرفتند و موجبات دلخوري شاعران ديگر را فراهم كردند. به يكي از همينها كه از دور رقابت در جشنواره حذف شده بود، فرصت داده شد تا شعري بخواند با اختلال وزن و جالب اين كه شهردار محترم كه يكي از حاضران از وي بهعنوان شاعر ياد كرد، با شنيدن آن شعر معيوب چنان حالي يافت كه از جيب مبارك بيتالمال به وي ربع سكهاي بخشيد و ما راضي هستيم به همين اندازه كه بيشتر از آن نبخشيد.
دو سكه ديگر هم به دو تن ديگر حواله شد كه ما هرچه فكر كرديم نتوانستيم بفهميم دلايل منطقي شهردار در اين حاتمبخشي چه بود؟ آخر هر كاري، منطقي محكم ميخواهد كه لابد ما از حكمت آن بيخبريم و شهردار گرامي شهر، اسرار آن را از ما بهتر ميدانند. البته حضور مسئولان محترم مايه دلگرمي جماعت شاعران است اما خوب بود فضل و بخشش شهردار عزيز به دست مسئولان جشنواره كه سخت در فشار هزينهها بودند ميرسيد تا آن را به زخمي از زخمهاي مالي بزنند. اميدواريم شهردار عزيز، در تصميمهاي شهري هم حكمت بالغه خود را به كار گيرند كه اگر چنين باشد شهر در چشم به هم زدني از نظر ترقي و تعالي، به قلههاي شيركوه خواهد رسيد.
جشنواره با مراسم پاياني يعني شامي مختصر به پايان رسيد و شاعران به امان خدا رها شدند تا شايد سالي ديگر و مراسمي ديگر و مسؤولان فرهنگي شهر رفتند تا آسوده بخوابند چراكه اوضاع فرهنگي و بهخصوص شعر و شاعري در امن و امان است. به برگزار كنندگان بايد گفت: خسته نباشيد كه در اين سالهاي خشكسالي احساس و عاطفه و شعر و شور، رونقي اندك به اهالي كوچههاي مهرباني بخشيديد و محفل انسشان را هرچند به اندازه يك شب، گرمي و روشنايي هديه داديد. به پايان آمد اين دفتر حكايت همچنان باقي.
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

دوشنبه 03,اوت,2026